Translation of "impact" into Persian
برخورد, ضربه, اصابت are the top translations of "impact" into Persian.
impact
verb
noun
grammar
The force or energy of a collision of two objects. [..]
-
برخورد
This was the impact that happened last week on a comet.
این یه برخورد با ستاره دنباله داره که هفته قبل انجام شد.
-
ضربه
nounfrom its current state to the impact point with the ball.
به محل ضربه زدن به توپ می برد.
-
اصابت
nounWe have something on the radar over the impact site, sir.
ما يه چيزي روي رادار درست در محل اصابت داريم ، قربان.
-
Less frequent translations
- ضربت
- اثر
- تاثير
- نفوذ
- تصادم
- تاiثیر
- تکانه
- درآیش
- هنایش
- گرش
- کوست
- (به شدت) زدن
- (به هم) کوفتن
- (درهم) گیر انداختن
- (سخت) به هم فشردن
- (عامیانه) اثر داشتن
- اثر کردن
- بهم فشردن
- درهم چپاندن
- هم کوب
- هم کوبش
- هم کوبی
- کارساز بودن
- کارگر شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "impact" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Impact
+
Add translation
Add
"Impact" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Impact in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "impact" with translations into Persian
-
(امریکا - شهرداری ها و غیره) در مضیقه ی مالی · (دندان پزشکی - دندانی که به خاطر تنگی جا و غیره نمی تواند دربیاید) دندان گیر کرده · تحت فشار · درهم چپانده · هم فشرده · کارگذاشته شده · گیرافتاده
-
ارزیابی اثر پسمداخلهای · ارزیابی نشانزد پسمداخلهای
-
ارزيابي نشانزد · ارزیابی اثر
-
ارزیابی اثر پیشمداخلهای · ارزیابی نشانزد پیشمداخلهای
-
تحلیل تاثیر متقابل
-
مردمزاد
-
دهانه برخوردی
-
پلی استایرن ضربه پذیر
Add example
Add