Translation of "impactive" into Persian

هنایشی, در آیشی, وابسته به هم کوبی یا تصادم are the top translations of "impactive" into Persian.

impactive adjective grammar

Of, pertaining to, possessing, or caused by impact. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • هنایشی

  • در آیشی

  • وابسته به هم کوبی یا تصادم

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "impactive" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "impactive" with translations into Persian

  • (امریکا - شهرداری ها و غیره) در مضیقه ی مالی · (دندان پزشکی - دندانی که به خاطر تنگی جا و غیره نمی تواند دربیاید) دندان گیر کرده · تحت فشار · درهم چپانده · هم فشرده · کارگذاشته شده · گیرافتاده
  • ارزیابی اثر پسمداخلهای · ارزیابی نشانزد پسمداخلهای
  • ارزيابي نشانزد · ارزیابی اثر
  • ارزیابی اثر پیشمداخلهای · ارزیابی نشانزد پیشمداخلهای
  • تحلیل تاثیر متقابل
  • (به شدت) زدن · (به هم) کوفتن · (درهم) گیر انداختن · (سخت) به هم فشردن · (عامیانه) اثر داشتن · اثر · اثر کردن · اصابت · برخورد · بهم فشردن · تاiثیر · تاثير · تصادم · تکانه · درآیش · درهم چپاندن · ضربت · ضربه · نفوذ · هم کوب · هم کوبش · هم کوبی · هنایش · کارساز بودن · کارگر شدن · کوست · گرش
  • مردمزاد
  • دهانه برخوردی
Add

Translations of "impactive" into Persian in sentences, translation memory