Translation of "implantation" into Persian

تراکاشت, غرس, كاشت are the top translations of "implantation" into Persian.

implantation noun grammar

(anatomy) The way in which an organ, bone, muscle etc. becomes inserted into its set place. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تراکاشت

  • غرس

  • كاشت

  • Less frequent translations

    • نشاندن
    • برقراری
    • جای دادن
    • خاطر نشان سازی
    • كاشت (پزشكي)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "implantation" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "implantation" with translations into Persian

  • درونکاشت پستان
  • تعویض مفصل ران
  • کاشت میکرو تراشه در انسان
  • (به طور ژرف و ثابت و استوار) کاشتن · (جراحی - اسباب یا ماده یا اندام یا بافت را در داخل بدن سوار کردن یا پیوند زدن یا جایگیر کردن) پیوند زدن · (در فکر) جایگزین کردن · (هرچیز پیوند شده یاقرار داده شده در بدن) در کاشت · القا کردن · اندیش گذاری کردن · ترویج کردن · جاسازی کردن · جای دادن · در کاشتن · درنهادن · درونکاشت · نشاندن · پیوند · کارگذاشتن · کاشت
  • درونكاشت تخمك · درونكاشت طبيعي جنين · لانهگزینی
  • کاشت حلزونی
  • برسازی درونکاشت دندانی
  • کاشت کندروسیت خودی
Add

Translations of "implantation" into Persian in sentences, translation memory