Translation of "imprisoned" into Persian
زندانی, محدود شده are the top translations of "imprisoned" into Persian.
imprisoned
adjective
verb
Simple past tense and past participle of imprison. [..]
-
زندانی
nounShe told him my father kept me imprisoned to prevent me from seeking my master.
گفت که پدرم منو توی خو نه زندانی کرده که نتونم اربابمو پیدا کنم.
-
محدود شده
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "imprisoned" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "imprisoned" with translations into Persian
-
اسارت · توقیف · حبس · حبس شدگی · نگاهداری · گرفتاری
-
(حقوق) زندانی کردن ناسزاوار · حبس غیرقانونی
-
حبس ابد · حبسابد
-
(مجازی) محدود کردن · به زندان انداختن · حبس کردن · در تنگنا گذاشتن · در زندان نهادن · زندانی کردن · محبوس کردن
-
(مجازی) محدود کردن · به زندان انداختن · حبس کردن · در تنگنا گذاشتن · در زندان نهادن · زندانی کردن · محبوس کردن
-
(مجازی) محدود کردن · به زندان انداختن · حبس کردن · در تنگنا گذاشتن · در زندان نهادن · زندانی کردن · محبوس کردن
-
اسارت · توقیف · حبس · حبس شدگی · نگاهداری · گرفتاری
Add example
Add