Translation of "inducible" into Persian

دلالت پذیر, قابل استنتاج, قابل اغوا are the top translations of "inducible" into Persian.

inducible adjective

Able to be induced or caused. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دلالت پذیر

  • قابل استنتاج

  • قابل اغوا

  • Less frequent translations

    • وادار کردنی
    • پی بردنی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "inducible" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "inducible" with translations into Persian

  • (به کاری) واداشتن · (روان شناسی) تلقین کردن · (فیزیک) القا کردن · (منطق و استدلال : از جزئیات به قوانین یا برداشت های کلی رسیدن) استنباط کردن · آغالیدن · ادامه دادن · استقرا کردن (واروی : deduce) · استنتاج کردن · ایجاد کردن · بازکاوی کردن · برداشت کردن · به وجود آوردن · توختن · در انگیختن · سبب شدن · شوند کردن · فرتابی کردن · موجب شدن · نیوشاندن · وادار کردن (معمولا با استدلال یا تشویق یا نفوذ کلام)
  • (به وجود آورده شده توسط خود شخص) خودآفرین · خود وادار کرده
  • جهش القایی · جهش جهتدار
  • پليپلوييدسازي القايي · پليپلوييدسازي در آزمايشگاه · پليپلوييدي مصنوعي · پلیپلوییدی القایی
  • تجدید ساختاری با انگیزه ورشکستگی
  • پليپلوييدسازي القايي · پليپلوييدسازي در آزمايشگاه · پليپلوييدي مصنوعي · پلیپلوییدی القایی
  • شیردهی القایی
  • القا گل · گلانگيزي · گلدهی القایی
Add

Translations of "inducible" into Persian in sentences, translation memory