Translation of "initiative" into Persian

ابتکار, پیشقدمی, برداشت are the top translations of "initiative" into Persian.

initiative adjective noun grammar

A beginning; a first move. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ابتکار

    noun

    The more initiative you show, the more you will be perceived as a valuable player in your organization.

    هرچه از خود ابتکار بـیشتری نشان دهید، در سازمان خود ارزشمندتر محسوب میشوید.

  • پیشقدمی

    adjective
  • برداشت

    noun

    What initiative has Jehovah’s organization taken?

    سازمان شاهدان یَهُوَه چه قدمی برداشته است؟

  • Less frequent translations

    • جدید
    • مقدماتی
    • اولیه
    • نوآوری
    • پروژه، ابتکار، اقدام
    • پیشگامی
    • بدیع
    • آغازگرانه
    • آغازگری
    • افتتاحی
    • پیشقدمانه
    • قریحه
    • تازه آوری
    • تشکیلات اقتصادی
    • حق بردن لایحه به پارلمان
    • دختر باکره
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "initiative" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "initiative" with translations into Persian

  • حسابرسی نخستین
  • آشناسازی · آغاز · آغازش · تاسیسات · راه اندازی · شروع · عمل آغاز کردن · ماشه اسلحه · مراسم عضویت (درانجمن ها و مجامع سری و غیره) · مراسم پاگشایی · نصب · پاگشایی · پذیرش (به عضویت طی مراسم) · گیره
  • پیش قدم شدن
  • آماده سازی · ارزش دهی آغازین · شناسایی
  • (زیست شناسی) سرآغازی · (چاپ) حرف بزرگ (به ویژه در اول هر پاراگراف) · آغازین · افتتاحی · اولین · اولیه · حرف اول اسم · حروف اول نام خود را نوشتن · سرآغازه · مقدماتی · نخستین · پاراف · پاراف کردن · یاخته ی بخشینه ای
  • نوآوری و ابتکار
  • (آغاز شده یا پیشنهاد شده توسط خود شخص) خودانگیخته
  • مقداردهی ابتدایی (رایانه)
Add

Translations of "initiative" into Persian in sentences, translation memory