Translation of "insistently" into Persian

مصرانه, باصرار are the top translations of "insistently" into Persian.

insistently adverb grammar

In an insistent manner; pressingly. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مصرانه

    But her own signature is still perfectly valid, insisted Thorpe.

    تو رپ مصرانه گفت: ولی امضاء خودشان هم هنوزکاملا معتبر است.

  • باصرار

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "insistently" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "insistently" with translations into Persian

  • اصرار · پافشاری
  • اصرار · اصرارورزی · دو پا را در یک کفش کردن · سماجت · لج کردن · هنجله (insistency هم می گویند) · پافشاری · کشتیار شدن
  • (روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
  • ثابت قدم بودن
  • توجه انگیز · تکراری · خواستار · دوپا در یک کفش کن · سرتق · سمج · مصر · مصرانه · مکرر · پافشار · پافشارانه · پژوژ · کشتیار · گریان
  • پافشاری
  • (روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
  • (روی چیزی) پیله کردن · (شدیدا) درخواست کردن · (مصرانه) ادعا کردن · ادعا کردن · اصرار ورزيدن · اصرار ورزیدن · اصرار کردن · اعلام کردن · خواستار شدن · دوپا را در یک کفش کردن · لج کردن · مصرانه خواستن · واسرنگیدن · پافشاری کردن · کشتیار شدن
Add

Translations of "insistently" into Persian in sentences, translation memory