Translation of "intimity" into Persian
صمیمیت, محرمیت, نزدیکی are the top translations of "intimity" into Persian.
intimity
-
صمیمیت
The sweet intimate charm which shone upon all about her grew fainter every day.
آن جاذبهٔ شیرین صمیمیت که در پیرامون او از هر چیزمیتراوید روزبهروز زایل میگشت.
-
محرمیت
-
نزدیکی
nounDespite his great instinct for confession and company, he could find no intimates.
برخلاف علاقه ریزی او به مصاحبت و معاشرت، دوست نزدیکی نمییافت.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "intimity" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "intimity" with translations into Persian
-
با اشنایی زیاد · با اگاهی زیاد · صمیمانه
-
(حقوق) اظهار رسمی · اشاره · اظهار غیرمستقیم · اعلامیه ی رسمی · ایما · حالی کردن · درک اندک · فهم اجمالی · فهماندن (با ایما و اشاره) · نور کم · کنایه
-
رجوع شود به intimate
-
رابطه صمیمانه
-
جامه ی شب · لباس خواب
-
(با ایما و اشاره) فهماندن · (دانش) ژرف · (در اصل) اعلام کردن · از ته قلب · از نزدیک · اساسی · بنیادی · به اطلاع · تلقین کردن · جان جانی · حالی کردن · خصوصی · درونی · دمساز · دنج · دوست دمساز · دوست صمیمی · ذاتی · رابطه ی جنسی نامشروع · شخصی · صمیمی · مبهم کردن · متبحر · محرم · محرم ساختن · محرمانه · مهرورز · مونس · نهادی · همدم · گرم و نرم
-
اعلام (گزارش) فوت
-
با اشنایی زیاد · با اگاهی زیاد · صمیمانه
Add example
Add