Translation of "introducing" into Persian

معرفی is the translation of "introducing" into Persian.

introducing verb

Present participle of introduce . [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • معرفی

    Allow me to introduce myself.

    اجازه بده خودم را معرفی کنم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "introducing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "introducing" with translations into Persian

  • (کالا یا فراورده ی تازه را برای فروش) عرضه کردن · آشنا کردن با · آغاز کردن · آوردن (برای اولین بار) · ارائه کردن · افزودن به · باب کردن · بدعت گذاردن · براه انداختن · دخالت دادن · دخیل کردن · درون نهادن · دیبا کردن · دیبانویسی کردن · دیباچه نگاشتن · رسم کردن · سرآغاز نویسی کردن · شناسا کردن · شناساندن · عرضه کردن · عملی کردن · فرو کردن · قرار دادن (در) · معرفی کردن · مقدمه نوشتن · نشان دادن · نهادن · نوآوری کردن · وارد کردن · گشودن
  • معرفی کرد
  • ارقام بیگانه · ارقام واردشده · واریتههای معرفيشده
  • روبرو کردن
  • نژادهای بیگانه · نژادهای واردشده
  • (کالا یا فراورده ی تازه را برای فروش) عرضه کردن · آشنا کردن با · آغاز کردن · آوردن (برای اولین بار) · ارائه کردن · افزودن به · باب کردن · بدعت گذاردن · براه انداختن · دخالت دادن · دخیل کردن · درون نهادن · دیبا کردن · دیبانویسی کردن · دیباچه نگاشتن · رسم کردن · سرآغاز نویسی کردن · شناسا کردن · شناساندن · عرضه کردن · عملی کردن · فرو کردن · قرار دادن (در) · معرفی کردن · مقدمه نوشتن · نشان دادن · نهادن · نوآوری کردن · وارد کردن · گشودن
  • (کالا یا فراورده ی تازه را برای فروش) عرضه کردن · آشنا کردن با · آغاز کردن · آوردن (برای اولین بار) · ارائه کردن · افزودن به · باب کردن · بدعت گذاردن · براه انداختن · دخالت دادن · دخیل کردن · درون نهادن · دیبا کردن · دیبانویسی کردن · دیباچه نگاشتن · رسم کردن · سرآغاز نویسی کردن · شناسا کردن · شناساندن · عرضه کردن · عملی کردن · فرو کردن · قرار دادن (در) · معرفی کردن · مقدمه نوشتن · نشان دادن · نهادن · نوآوری کردن · وارد کردن · گشودن
Add

Translations of "introducing" into Persian in sentences, translation memory