Translation of "introductive" into Persian
افتتاحی, مقدماتی, گشایشی are the top translations of "introductive" into Persian.
introductive
adjective
grammar
Of, pertaining to, or serving as an introduction [..]
-
افتتاحی
-
مقدماتی
adjectiveOK, first, some introductions.
خیلی خوب. ابتدا مقدماتی کوتاه.
-
گشایشی
-
Less frequent translations
- گشاینده
- اغاز کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "introductive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "introductive" with translations into Persian
-
معرفی جانور · ورود جانور
-
آشنایی با نسبیت عام
-
معرفی گياه · ورود گیاه
-
مقدمهای بر نظریه تکامل
-
(مقدمات و اصول رشته یا دانش) آشناساز(ی) · (موسیقی) پیش درآمد · (کتاب و غیره) دیباچه · آغاز · آغازنما(یی) · آوردن · ارائه · اغاز کار · افزایش · الحاق · برداشت · تقدیم (لایحه و غیره) · درامد · دیبا · دیباچه · رایج سازی · رسم کردن · سرآغاز · شایع سازی · شناساندن (شخص یا اندیشه یا کالا و غیره) · عرضه (کالای جدید) · قرار دادن · معارضه · معرفی · مقدمه · مواد الحاقی · نهادن · وارد سازی · پیش درامد · پیشگفتار
-
(مقدمات و اصول رشته یا دانش) آشناساز(ی) · (موسیقی) پیش درآمد · (کتاب و غیره) دیباچه · آغاز · آغازنما(یی) · آوردن · ارائه · اغاز کار · افزایش · الحاق · برداشت · تقدیم (لایحه و غیره) · درامد · دیبا · دیباچه · رایج سازی · رسم کردن · سرآغاز · شایع سازی · شناساندن (شخص یا اندیشه یا کالا و غیره) · عرضه (کالای جدید) · قرار دادن · معارضه · معرفی · مقدمه · مواد الحاقی · نهادن · وارد سازی · پیش درامد · پیشگفتار
-
(مقدمات و اصول رشته یا دانش) آشناساز(ی) · (موسیقی) پیش درآمد · (کتاب و غیره) دیباچه · آغاز · آغازنما(یی) · آوردن · ارائه · اغاز کار · افزایش · الحاق · برداشت · تقدیم (لایحه و غیره) · درامد · دیبا · دیباچه · رایج سازی · رسم کردن · سرآغاز · شایع سازی · شناساندن (شخص یا اندیشه یا کالا و غیره) · عرضه (کالای جدید) · قرار دادن · معارضه · معرفی · مقدمه · مواد الحاقی · نهادن · وارد سازی · پیش درامد · پیشگفتار
-
(مقدمات و اصول رشته یا دانش) آشناساز(ی) · (موسیقی) پیش درآمد · (کتاب و غیره) دیباچه · آغاز · آغازنما(یی) · آوردن · ارائه · اغاز کار · افزایش · الحاق · برداشت · تقدیم (لایحه و غیره) · درامد · دیبا · دیباچه · رایج سازی · رسم کردن · سرآغاز · شایع سازی · شناساندن (شخص یا اندیشه یا کالا و غیره) · عرضه (کالای جدید) · قرار دادن · معارضه · معرفی · مقدمه · مواد الحاقی · نهادن · وارد سازی · پیش درامد · پیشگفتار
Add example
Add