Translation of "inventiveness" into Persian
هوش, نبوغ, صفا are the top translations of "inventiveness" into Persian.
inventiveness
noun
grammar
The quality of being inventive; the faculty of inventing. [..]
-
هوش
nounHucheloup had invented a capital thing which could be eaten nowhere but in his house, stuffed carps
هوش لو چیزی بسیار عالی اختراع کرده بود که جز در میخانه او در هیچ جا وجود نداشت و آن، ماهی قیمه انباشته بود.
-
نبوغ
noun -
صفا
noun
-
Less frequent translations
- استعداد
- قدرت خلاق
- قوه ابتکار
- قوه اختراع
- هوش اختراع
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "inventiveness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "inventiveness" with translations into Persian
-
کاوشگری ؛ سازندگی؛ نوآوری
-
(قدیمی) کشف کردن · ابداع کردن · اختراع کردن · از خود درآوردن · ایجاد کردن · تازه آوری کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · درست کردن · دروغ بافی کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · غباد کردن · نو انگیزی کردن · نوآفرینی کردن · چاپ زدن
-
خلاقیت معکوس
-
اختراع کردنی · جعل کردنی · قابل اختراع
-
اختراعی
-
ابتکاری · اختراع کننده · اختراعی · تازه اندیش · تازه اندیشانه · خلاق · خلاقه · مبتكر · مبتکر · مبتکرانه · نوآفرین
-
(به ویژه موسیقی باخ) قطعه ی کوتاه (برای سازهای کلیددار مانند پیانو) · ابتکار · ابداع · اختراع · از خود درآوردن · انوانسیون · تازه اندیشی · خلاقیت · دروغ · دروغ بافی · دروغ پردازی · غباد · قوه ی ابتکار · نوآفرینی · نوانگیزی · هر چیز اختراع شده
-
(قدیمی) کشف کردن · ابداع کردن · اختراع کردن · از خود درآوردن · ایجاد کردن · تازه آوری کردن · تاسیس کردن · تنظیم کردن · درست کردن · دروغ بافی کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · غباد کردن · نو انگیزی کردن · نوآفرینی کردن · چاپ زدن
Add example
Add