Translation of "involuted" into Persian
بحال نخست برگشته is the translation of "involuted" into Persian.
involuted
verb
Simple past tense and past participle of involute. [..]
-
بحال نخست برگشته
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "involuted" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "involuted" with translations into Persian
-
چرخدنده گستران
-
(ریاضی) گسترنده · (ریاضی) گسترنده شدن · (زیست شناسی) روگشته · ان و لوت · تو پیچیده · توپیچیده شدن · خط مماسی · درون پیچ · رو گشته شدن · ظریف و مدغم · پیچیده
-
(دستورزبان) پیچیدگی (به ویژه پیچیدگی ساختمان جمله در اثر آمدن یک عبارت میان مبتدا و خبر) · (ریاضی) برگشت · (پزشکی) دگرگونی بازگشتی · (کالبدشناسی) روگشتگی · انولوسیون · تضامن · تو پیچیدگی · توان یابی · تودرتویی · درگیری · ریزه کاری · مشارکت · پس گشت (بازگشت اندام به شکل و اندازه ی پیشین خود مثلا رحم پس از زایمان و یا کم شدن کارکرد اندام مثلا در اثر پیری یا یائسگی) · پیچیدگی · گرفتاری
Add example
Add