Translation of "involution" into Persian
پیچیدگی, انولوسیون, تضامن are the top translations of "involution" into Persian.
involution
noun
grammar
entanglement; a spiralling inwards; intricacy [..]
-
پیچیدگی
noun -
انولوسیون
-
تضامن
-
Less frequent translations
- تودرتویی
- مشارکت
- درگیری
- گرفتاری
- (دستورزبان) پیچیدگی (به ویژه پیچیدگی ساختمان جمله در اثر آمدن یک عبارت میان مبتدا و خبر)
- (ریاضی) برگشت
- (پزشکی) دگرگونی بازگشتی
- (کالبدشناسی) روگشتگی
- تو پیچیدگی
- توان یابی
- ریزه کاری
- پس گشت (بازگشت اندام به شکل و اندازه ی پیشین خود مثلا رحم پس از زایمان و یا کم شدن کارکرد اندام مثلا در اثر پیری یا یائسگی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "involution" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "involution" with translations into Persian
-
چرخدنده گستران
-
بحال نخست برگشته
-
(ریاضی) گسترنده · (ریاضی) گسترنده شدن · (زیست شناسی) روگشته · ان و لوت · تو پیچیده · توپیچیده شدن · خط مماسی · درون پیچ · رو گشته شدن · ظریف و مدغم · پیچیده
Add example
Add