Translation of "jubilance" into Persian

شادمانی, خوشی, هلهله are the top translations of "jubilance" into Persian.

jubilance noun grammar

Jubilation. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شادمانی

    noun

    When news of fresh liberal victories was received it was celebrated with jubilant proclamations

    در نتیجه وقتی خبر پیروزیهای تازهی لیبرالها در آنجا پخش میشد، موجب شادمانی زیادی میگردید.

  • خوشی

    noun
  • هلهله

    The square, which was the epi-centre of the Egyptian revolution, was filled with jubilation and chants.

    این میدان که نقطهی مرکزی انقلاب مصر بود، از هلهله و آوازخوانی پر شده بود.

  • Less frequent translations

    • وجد
    • فریاد خوشی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "jubilance" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "jubilance" with translations into Persian

  • حاکی از پیروزی · دست افشان · سرمست (از پیروزی) · شاد · شادگر · شادیانه · فاتحانه · فریاد پیروزی · فیروز · مست از باده ی پیروزی · مغرور · منصور · پیروزبخت
  • (انجیل) سرود شادمانی (در کتاب مزامیر داود) · (به خاطر سرمستی از پیروزی یا موفقیت و غیره) شادی کردن · افاضه شدن · جشن گرفتن · دست افشانی کردن · شادی کردن · شادیانه کردن · لبریز بودن · وجد کردن
  • ابتهاج · جشن · جشن (پیروزی یا موفقیت و غیره) · جشن و سرور · دست افشانی · سرمستی · شادمانی · شادگری · شادی · شعف
  • شادمانی
  • حاکی از پیروزی · دست افشان · سرمست (از پیروزی) · شاد · شادگر · شادیانه · فاتحانه · فریاد پیروزی · فیروز · مست از باده ی پیروزی · مغرور · منصور · پیروزبخت
Add

Translations of "jubilance" into Persian in sentences, translation memory