Translation of "jubilant" into Persian
شادگر, شادیانه, فاتحانه are the top translations of "jubilant" into Persian.
jubilant
adjective
grammar
In a state of elation. [..]
-
شادگر
-
شادیانه
-
فاتحانه
adjective
-
Less frequent translations
- پیروزبخت
- فیروز
- منصور
- مغرور
- شاد
- حاکی از پیروزی
- دست افشان
- سرمست (از پیروزی)
- فریاد پیروزی
- مست از باده ی پیروزی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "jubilant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "jubilant" with translations into Persian
-
(انجیل) سرود شادمانی (در کتاب مزامیر داود) · (به خاطر سرمستی از پیروزی یا موفقیت و غیره) شادی کردن · افاضه شدن · جشن گرفتن · دست افشانی کردن · شادی کردن · شادیانه کردن · لبریز بودن · وجد کردن
-
ابتهاج · جشن · جشن (پیروزی یا موفقیت و غیره) · جشن و سرور · دست افشانی · سرمستی · شادمانی · شادگری · شادی · شعف
-
خوشی · شادمانی · فریاد خوشی · هلهله · وجد
-
شادمانی
Add example
Add