Translation of "keels" into Persian
قایق، قارب، زورق، بلم کرجی is the translation of "keels" into Persian.
keels
verb
noun
Plural form of keel. [..]
-
قایق، قارب، زورق، بلم کرجی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "keels" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Keels
proper
A town in Newfoundland and Labrador
+
Add translation
Add
"Keels" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Keels in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "keels" with translations into Persian
-
(انگلیس) کیل (یکان وزن زغال سنگ برابر با 1/12 تن) · (با: over) فروافتادن (مثلا در اثر غش یا خستگی بسیار) · (به ویژه انگلیس) کشتی ته پهن · (تیر چوبی یا فلزی که همچون ستون فقرات در امتداد ته کشتی قرار دارد و یک سر تخته های بدنه به آن وصل است) ته تیر · (زیست شناسی : اندام یا بخش برجسته و ستون فقرات مانند) ناوسانه · (شعر قدیم) کشتی · (محلی) آبگونه ی گرم را با هم زدن (و غیره) سرد کردن · (معمولا با over - کشتی) چپه شدن (به طوری که بخشی از ته نمایان شود) · از حال رفتن · افتادن · بارج · بلم · بی حال شدن · ته تیر بالون یا ناو هوایی · ته دیرک · ته ساقه · تیر ته کشتی · جوهر سرخ (که با آن الوار و غیره را نشانه گذاری می کنند) · خنک شدن · خنک کردن · دلسردشدن · ستون فقرات کشتی · عوارض بندری · غش کردن · قایق · مازه · ناوی · هرچیز ته تیر مانند · وارونه شدن · پشت گیر · کج شدن · کج شدن (به یک سو) · کشتی ته صاف · کشتی زغال کش · یک وری شدن
-
جزاير كيلينگ · جزایر کوکوس · رجوع شود به Cocos Island
-
دارای تبر ته · زورقی
-
(کشتی رانی - تخته ی درازی که برای زیاد کردن توازن در امتداد ستون فقرات کشتی می کوبند) پشت دار اضافی
-
واژگون كردن كشتی
-
جزاير كيلينگ
-
سریعتر/تیز رو تر از همه قارب/قایق های دیگر
-
به زمین و زمان قسم
Add example
Add