Translation of "laboriousness" into Persian
دشواری, سختی, پرزحمتی رنجبری are the top translations of "laboriousness" into Persian.
laboriousness
noun
grammar
The condition of being laborious [..]
-
دشواری
nounwhere I have slowly and laboriously made a place of concealment for it.
که در آن به دشواری و با صرف وقت بسیار مخفی گاهی تعبیه کردهام.
-
سختی
Strickland, breathing laboriously, kept an angry silence.
استری کلند که به سختی نفس میکشید سکوت خشمناک خود را حفظ کرده بود.
-
پرزحمتی رنجبری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "laboriousness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "laboriousness" with translations into Persian
-
(کنایه آمیز) انجام شده با کوشش زیاد و نتیجه ی بد · توان فرسا · دشوار · ساعی · سخت · سخت کوش · شاق · طاقت فرسا · نیازمند به کار شدید · پر زحمت · پرکار · کوشا
-
بارنج · بزحمت · ساعیانه · چنانکه نماینده زحمت باشد
-
(کنایه آمیز) انجام شده با کوشش زیاد و نتیجه ی بد · توان فرسا · دشوار · ساعی · سخت · سخت کوش · شاق · طاقت فرسا · نیازمند به کار شدید · پر زحمت · پرکار · کوشا
-
(کنایه آمیز) انجام شده با کوشش زیاد و نتیجه ی بد · توان فرسا · دشوار · ساعی · سخت · سخت کوش · شاق · طاقت فرسا · نیازمند به کار شدید · پر زحمت · پرکار · کوشا
Add example
Add