Translation of "lacquered" into Persian
لاکی (سرخ لاکی) is the translation of "lacquered" into Persian.
lacquered
verb
Simple past tense and past participle of lacquer. [..]
-
لاکی (سرخ لاکی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "lacquered" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "lacquered" with translations into Persian
-
گياهان جلايي · گیاهان مومی
-
(از ریشه ی فارسی) · اسباب چوبی و جلادار · جلا (lacquer enamel هم می گویند) · جلا دادن · رنگ لاکی · شی چوبی لاک و الکل دار · لاک (lacquerwork و lacquerware هم می گویند) · لاک و الکل · لاک و الکل زدن · لاک چینی (انگم که از برخی درختان بومی چین و ژاپن به دست می آید به ویژه از درختی به نام Taxicondendron verniciflua از خانواده ی cashew که برای جلا دادن به چوب به کار می رود)
-
(از ریشه ی فارسی) · اسباب چوبی و جلادار · جلا (lacquer enamel هم می گویند) · جلا دادن · رنگ لاکی · شی چوبی لاک و الکل دار · لاک (lacquerwork و lacquerware هم می گویند) · لاک و الکل · لاک و الکل زدن · لاک چینی (انگم که از برخی درختان بومی چین و ژاپن به دست می آید به ویژه از درختی به نام Taxicondendron verniciflua از خانواده ی cashew که برای جلا دادن به چوب به کار می رود)
-
(از ریشه ی فارسی) · اسباب چوبی و جلادار · جلا (lacquer enamel هم می گویند) · جلا دادن · رنگ لاکی · شی چوبی لاک و الکل دار · لاک (lacquerwork و lacquerware هم می گویند) · لاک و الکل · لاک و الکل زدن · لاک چینی (انگم که از برخی درختان بومی چین و ژاپن به دست می آید به ویژه از درختی به نام Taxicondendron verniciflua از خانواده ی cashew که برای جلا دادن به چوب به کار می رود)
-
(از ریشه ی فارسی) · اسباب چوبی و جلادار · جلا (lacquer enamel هم می گویند) · جلا دادن · رنگ لاکی · شی چوبی لاک و الکل دار · لاک (lacquerwork و lacquerware هم می گویند) · لاک و الکل · لاک و الکل زدن · لاک چینی (انگم که از برخی درختان بومی چین و ژاپن به دست می آید به ویژه از درختی به نام Taxicondendron verniciflua از خانواده ی cashew که برای جلا دادن به چوب به کار می رود)
Add example
Add