Translation of "liberalism" into Persian
لیبرالیسم, آزادمنشی, آزادگی are the top translations of "liberalism" into Persian.
The quality of being liberal. [..]
-
لیبرالیسم
A political movement founded on the autonomy and personal freedom of the individual, progress and reform, and government by law with the consent of the governed. [..]
The same breath of living idealism and passionate liberalism brought new life to the other religions in France.
همین نسیم ایده آ لیسم زنده و لیبرالیسم پر شور به دیگر مذاهب فرانسه نیز روح میبخشید.
-
آزادمنشی
which to Clyde seemed to harmonize with the liberal if secret mood of her friend.
که در چشم کلاید با آزادمنشی پنهان زلا هماهنگ به نظر میرسید.
-
آزادگی
I've always believed in being broad minded and liberal
من همیشه معتقد بودهام که باید وسعت نظر و آزادگی داشته باشم.
-
Less frequent translations
- رادی
- وارستگی
- (فرقه های پروتستان) هواداری از تفسیر آزادانه تر و غیر سنتی تر انجیل L( -3 بزرگ)لیبرالسیم
- لیبرالیسم (روابط بینالملل)
- هواداری از آرمان های حزب لیبرال
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "liberalism" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "liberalism" with translations into Persian
-
فمینیسم لیبرال
-
(در اصل) هفت موضوع درسی که در آموزش کلاسیک و دوران رنسانس مورد تاکید بود · (دردانشگاه های امریکا و انگلیس و کانادا) دروس علوم انسانی (ادبیات و فلسفه و غیره و علوم پایه : ریاضی و فیزیک و غیره - در برابردروس عملی یا فنی یا حرفه ای مانند حسابداری و کامپیوتر و غیره) · آموزش و پرورش آزادگر · علوم انسانی · علوم مقدماتی
-
آزادسازی اقتصادی
-
علوم مقدماتی
-
(تفسیر یا ترجمه) آسان گیرانه · (در اصل) در خور آزادگان · (هوادار اصلاحات و پیشرفت و آزادی های فردی) آزادیخواه · آزاد · آزاد اندیش · آزاد ساز · آزادمنش (دارای گذشت و تحمل نسبت به کسانی که دارای عقاید و باورهای دیگری هستند) · آزاده · آزادوار · بخشنده · حزب لیبرال کانادا · خالی از تعصب · خوش قیافه · دست و دل باز · دهشگر · دهنده · راد · رهایی بخش · زیاد · سخاوتمند · سخی · سزاوار آزاد مردان · صاحب کرم · طرفدار لیبرالیسم · غیر متعصبانه · فراوان · لیبرال L( -10 بزرگ) حزب لیبرال انگلیس · مترقی · ناسنت گرای · نظام جمهوری و مردمی (در برابر نظام های شاهی یا اشرافی و غیره) · وابسته به حزب لیبرال L( -11 بزرگ) عضو حزب لیبرال · وابسته به علوم انسانی · وارسته · وافر · پیشروی گرای · گشاده دست
-
سازمان رهایی افغانستان
-
بینالملل لیبرال