Translation of "liberality" into Persian

سخاوت, بخشش, بخشندگی are the top translations of "liberality" into Persian.

liberality noun grammar

The property of being liberal. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سخاوت

    noun

    so liberal as he had been already;

    بس که سخاوت داشتند و دست و دل باز بودند.

  • بخشش

    noun
  • بخشندگی

    noun

    My father went beyond liberality and bordered on prodigality

    پدرم از حدود بخشندگی گذرانده و به مرحلهی اسراف و تبذیر رسیده بود

  • Less frequent translations

    • آزادگی
    • سخاوتمندی
    • رادی
    • آزادمنشی
    • وارستگی
    • آزاد اندیشی
    • گسترده اندیشی
    • گشاده دستی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "liberality" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "liberality" with translations into Persian

  • فمینیسم لیبرال
  • (در اصل) هفت موضوع درسی که در آموزش کلاسیک و دوران رنسانس مورد تاکید بود · (دردانشگاه های امریکا و انگلیس و کانادا) دروس علوم انسانی (ادبیات و فلسفه و غیره و علوم پایه : ریاضی و فیزیک و غیره - در برابردروس عملی یا فنی یا حرفه ای مانند حسابداری و کامپیوتر و غیره) · آموزش و پرورش آزادگر · علوم انسانی · علوم مقدماتی
  • آزادسازی اقتصادی
  • علوم مقدماتی
  • (تفسیر یا ترجمه) آسان گیرانه · (در اصل) در خور آزادگان · (هوادار اصلاحات و پیشرفت و آزادی های فردی) آزادیخواه · آزاد · آزاد اندیش · آزاد ساز · آزادمنش (دارای گذشت و تحمل نسبت به کسانی که دارای عقاید و باورهای دیگری هستند) · آزاده · آزادوار · بخشنده · حزب لیبرال کانادا · خالی از تعصب · خوش قیافه · دست و دل باز · دهشگر · دهنده · راد · رهایی بخش · زیاد · سخاوتمند · سخی · سزاوار آزاد مردان · صاحب کرم · طرفدار لیبرالیسم · غیر متعصبانه · فراوان · لیبرال L( -10 بزرگ) حزب لیبرال انگلیس · مترقی · ناسنت گرای · نظام جمهوری و مردمی (در برابر نظام های شاهی یا اشرافی و غیره) · وابسته به حزب لیبرال L( -11 بزرگ) عضو حزب لیبرال · وابسته به علوم انسانی · وارسته · وافر · پیشروی گرای · گشاده دست
  • سازمان رهایی افغانستان
  • بینالملل لیبرال
Add

Translations of "liberality" into Persian in sentences, translation memory