Translation of "looped" into Persian

(آمریکا- خودمانی) مست is the translation of "looped" into Persian.

looped adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of loop. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (آمریکا- خودمانی) مست

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "looped" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "looped" with translations into Persian

  • حلقه های باز خوران
  • (برق) مدار کامل · (جاده) پیچ تند و دایره مانند · (حرکت هواپیما) حرکت حلقوی · (در مسیر مدور) شیرجه رفتن · (دوباره یا چند باره) صدا گذاری کردن 7 · (دور چیزی) پیچیدن 5 · (طناب و غیره) گره حلقوی زدن · (فیزیک) رجوع شود به antinode 3 · (فیلم سینما و تلویزیون) لوپ (نوار یا فیلمی که دو انتهای آن به هم چسبانده شده و لذا به دلخواه صدا یا صحنه ای را تکرار می کند) · (فیلمبرداری) دوبلاژ کردن · (قدیمی) · (مانند کرم ابریشم) حرکت حلقوی کردن · (معمولا با: the - پزشکی) حلقه ی ضد آبستنی · (کامپیوتر) حلقه · (کمربند) سگک (اگر گرد باشد) · (یک سلسله عملیات که هر مرحله ی آن بستگی به نتیجه ی مرحله ی قبلی دارد) سلسله ی واکنشی · آی . یو. دی · انگله · با حلقه بستن یا گیر انداختن 6 · به صورت حلقه در آوردن 4 · تلویزیون مداربسته · حلقه · حلقه (ایجاد شده توسط طناب یا سیم و غیره) · حلقه دارکردن · حلقه زدن · حلقه زدن 1 · حلقه ی طناب دار · خمش · خمیدگی · دایره زدن · درز · درهم بافته شدن · رجوع شود به loophole · روزنه · زرفین · زرفین کردن یا شدن · زولفین · شیرجه ی زرفینی رفتن 0 · طوقه · مدار کامل درست کردن 2 · هر چیز حلقه مانند یا انحنادار · پرهونه · پرگر · پیچ و خم پیدا کردن · چرخ · چرخه · چشم · چشم کوچک · چفته · چفتگی · چنبر · چنبر کردن یا شدن · چنبره · چنبره زدن · کنش زنجیر · کنش پرهون · کچه · گرد راه · گره
  • رجوع شود به loop
  • دایره
  • (رادیو) آنتن چنبری · جهت یاب · شاخک چنبری
  • دیوانه
  • دست کشیدن از، متوقف کردن، پایان دادن، خاتمه دادن
  • (هواپیمایی) چرخش تند هواپیما در موقع حرکت روی زمین (برای احتراز از مانع یا بخاطر از دست دادن کنترل) · حلقه زمین (برق)
Add

Translations of "looped" into Persian in sentences, translation memory