Translation of "luxuriant" into Persian

انبوه, فراوان, بارور are the top translations of "luxuriant" into Persian.

luxuriant adjective grammar

Abundant in growth or detail. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • انبوه

    adjective
  • فراوان

    adjective

    he's basking in luxury now

    او حالا در نعمت فراوان است

  • بارور

  • Less frequent translations

    • حاصلخیز
    • فرنما
    • فرنمایانه
    • غنی
    • سرشار
    • (نادر) پر حاصل
    • (چیزهای روییدنی مانند موی و گیاه) پر پشت
    • رجوع شود به luxurious
    • سبز و خرم
    • پر آذین (معمولا بیش از حد)
    • پر بار
    • پر زر و زیور
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "luxuriant" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "luxuriant" with translations into Persian

  • خودروی لوکس
  • کالای لوکس
  • (جمع) تجملات · آذین نمایی · باکلاس · تجمل · تجمل آمیز · تجملی · تفنن · خوش گذرانی · دل خوشی · زیب آمیز · زیب نما · زیب نمایانه · زیب ور · زیب وری · زیب پرستی · زیبه · عیش · فرنما · فرنمایانه · فرنمایه · فرنمایی · لذت · لوکس · ناز و نعمت · نعمت · پیرایه پرستی · چیز تجملی · کالای لوکس
  • فراوانی · وفور · پرنعمتی · پرپشتی
  • یلمجت هكت
  • تنعم · خوش گذرانی · عیش
  • افرند · بسیار لوکس · بی بند و بار · تجمل دوست · خوشگذران، عیاش · راحت طلب · شهوتران · فرنما · فرنمایانه · مجلل · هوسران · وابسته به هوسرانی و بی بند و باری (به ویژه در امور جسمی) · پر تجمل · پر زیب و زیور · پر پیرایه · پرزرق و برق · پیرایه پرست
  • (با: in) لذت بردن (از) · (به سرعت و انبوهی) رشد کردن · برخوردار شدن · بهره مند شدن · رونق گرفتن · شکوفا شدن · فراوان شدن · کیف کردن
Add

Translations of "luxuriant" into Persian in sentences, translation memory