Translation of "marking" into Persian
نشانه, نشانهگذاری, علامت گذاری are the top translations of "marking" into Persian.
marking
noun
verb
grammar
Present participle of mark. [..]
-
نشانه
nounThe markings and the symbols on the wall reveal the route to the stone.
علائم و نشانه هاي روي ديوار راهمون به سمت سنگ رو نشون ميدن.
-
نشانهگذاری
Ezekiel was not involved in either the marking work or the destruction itself.
حِزْقیال خود نه در آن نشانهگذاری شرکت داشت و نه در نابودی شهر.
-
علامت گذاری
Then he began chipping in earnest, marking his progress as he went.
سپ او مصرانه به حفاری پرداخت و همچنانکه پیشمیرفت راهش را علامت گذاری میکرد.
-
Less frequent translations
- علامت
- نشانگر
- خالكوبي
- علامتگذاري
- نشانگذاري
- انگ
- (به ویژه گیاه و جانور) نقش ویژه
- رنگ آمیزی ویژه
- طرح خاص
- علامت گذاری (رجوع شود به mark)
- نشانه گذاری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "marking" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Marking
-
توجه کردن، در نظر گرفتن
Phrases similar to "marking" with translations into Persian
-
(انجیل) مرقس · (قدیمی) مرز · (مسابقات) خط آغاز · آماج · اسم خاص مذکر · انگ · اهمیت · برچسب قیمت زدن 5 · برگزیدن 0 · تاثیر · تشخص · تعیین کردن · توجه 4 · خراش · خط کشیدن · درجه نما · رجوع شود به markka · سرحد · عوار · عیب · مشخص کردن · مشعر بودن · نشان · نشانه دار کردن · نقطه ی عطف 0 · نماد · پیسی · گوش فرا دادن
-
منابع تولید کننده
-
(خودمانی) رجوع شود به service stripe · (فوتبال امریکایی) دو خط طرفین زمین از درازا
-
(عامیانه) آدم آسانگیر · زود باور · زود خرشو · نرم و تسلیم · گولو
Add example
Add