Translation of "motility" into Persian
جنبندگي, حرکت, جنبندگی are the top translations of "motility" into Persian. Sample translated sentence: I see decomposition and no motility. ↔ تجزيه اشون رو ديدم ولي حرکت نه.
motility
noun
grammar
The state or degree of being motile. [..]
-
جنبندگي
-
حرکت
nounI see decomposition and no motility.
تجزيه اشون رو ديدم ولي حرکت نه.
-
جنبندگی
-
Less frequent translations
- قدرت حرکت
- مهارتهای حرکتی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "motility" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "motility" with translations into Persian
-
جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
-
جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
-
جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
-
جواهر لعل نهرو (دولتمرد هندی)
-
(زیست شناسی) جنبنده · جنبنده · خود جنبا · قادر به حرکت
-
جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
Add example
Add
Translations of "motility" into Persian in sentences, translation memory
Historically, the protozoa were regarded as "one-celled animals", because they often possess animal-like behaviors, such as motility and predation, and lack a cell wall, as found in plants and many algae.
از دیدگاه تاریخی، پروتوزوها به عنوان «حیواناتی یک سلولی» مورد توجه قرار گرفتند، زیرا آنها اغلب دارای رفتارهای حیوانی مانند جنبش و شکار و عدم وجود دیواره یاخته؛ که در گیاهان و جلبکها یافت میشود، هستند.
I see decomposition and no motility.
تجزيه اشون رو ديدم ولي حرکت نه.
The volume of the semen sample, approximate number of total sperm cells, sperm motility/forward progression, and % of sperm with normal morphology are measured.
حجم نمونهٔ مایع منی، تعداد تقریبی کل سلولهای اسپرم، تحرک پیشروندهٔ اسپرم و درصد اسپرمهایی که شکل (مورفولوژی) نرمال دارند اندازهگیری میشود.
Like other members of the genus Vibrio, this species is motile, with a single, polar flagellum.
مانند سایر اعضای جنس ویبریو، این گونه متحرک است و دارای یک پروانه ی تک قطبی است.
They are not motile.
او هیچ انگیزهای ندارد.
A hormone-antioxidant combination may improve sperm count and motility.
یک ترکیب هورمونی-آنتیاکسیدانی ممکن است تعداد و تحرک اسپرمها را بهبود دهد.
Robots moving through fluids may require rotating flagella like the motile form of E. coli.
روباتهایی که در مایعات حرکت میکنند ممکن است مانند نوع متحرک باکتری E. coli، به تاژکهای چرخشی احتیاج داشته باشد.
All animals are motile, if only at certain life stages.
همهٔ جانوران جنبندهاند، حتی اگر شده در یکی از مراحل زندگیشان.
When non-motile bacteria are cultured in a stab tube, they only grow along the stab line.
زمانی که باکتریهای غیرمتحرک در استب تیوب کشت داده میشوند، تنها در طول خط استب رشد میکنند.
He's the country's foremost motility expert.
اون برجسته ترین متخصص تحرک روده کشوره.
It's called Pseudo Obstruction Motility Disorder.
بهش می گن اختلال تحرک و انسداد کاذب.
So, what I'd like to do next is a motility test and an endoscopy.
خب ، کاری که دوست دارم بعدش انجام بدم اینه که... یه آزمایش تحرک پذیری و اندوسکوپی انجام بدم.
Vitamin E helps counter oxidative stress, which is associated with sperm DNA damage and reduced sperm motility.
ویتامین E به مقابله با استرس اکسیداتیو که با آسیب به دیانای اسپرم و کاهش تحرک اسپرم ارتباط داده شده، کمک میکند.
With some species, the bacterium is inconsistent related to its motility.
در مورد برخی گونه ها، باکتری با توجه به تحرکش ناسازگار است.
Such traces must have been made by motile organisms with heads, which would probably have been bilateran animals.
اثری که باید توسط موجودات متحرک که احتمالاً bilateran بودند ساخته شدهاند.