You may be interested in checking these words as well:
Translation of "moves" into Persian
moves
verb
noun
Plural form of move. [..]
Automatic translations of "moves" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
Add translation
Add
"moves" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for moves in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "moves" with translations into Persian
-
(با افراد طبقه ی بخصوصی) معاشرت کردن 1 · (با: on) راهی شدن · (در پارلمان یا هر جا که بحث و مشاوره و سپس رای گیری می شود) پیشنهاد کردن · (شطرنج و غیره) مهره را حرکت دادن · (شکم) کارکردن 2 · (کار یا رویداد و غیره) پیشرفت کردن · (کالا و غیره) به فروش رفتن 0 · آغاز به عمل کردن · اسباب کشی · اقدام 4 · اقدام به عمل آوردن · انتقال · برانگیختن · بشولیدن · به ... آوردن · به جلو راندن · به صرافت افتادن یا انداختن · تحریک کردن · تغییر مکان · تغییر مکان دادن · جابجایی · جلو رفتن · جنب · جنباندن · جنبش · جنبیدن · حركت كردن · حرکت · حرکت دادن یا کردن · حرکت کردن · راه افتادن · رجوع شود به movement 3 · ریدن · عمل · مخیدن · منتقل کردن یا شدن · موجب احساس حزن (یا ترحم یا خشم یا تحسین و غیره) شدن · واداشتن · کوچیدن
-
حرکات بسکتبال
-
لوییس لوری
-
حرکت به عقب
-
Move
-
خود جنبا · قادر به حرکت خودبخود
-
میانگین متحرک
-
مدل میانگین متحرک
Add example
Add