Translation of "mysterious" into Persian
مرموز, مبهم, مهبم are the top translations of "mysterious" into Persian.
mysterious
adjective
grammar
Of unknown origin. [..]
-
مرموز
adjectiveOf unknown origin
I always liked mysterious characters more.
همیشه شخصیتهای مرموز را بیشتر دوست داشتم.
-
مبهم
adjectiveOf unknown origin
She averred they were a mystery to herself, and that what she knew was chiefly from conjecture.
اظهار داشت موضوع برای خود او هم مبهم است و آنچه را هم که میداند عمدتاً حدس زده.
-
مهبم
That contains mysteries, secrets or has an hidden meaning.
-
Less frequent translations
- رازگونه
- راز آمیز
- پوشیده
- پرخیده
- اسرار آمیز
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "mysterious" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "mysterious" with translations into Persian
-
بيماري مبهم خوكي · بچهاندازي كبود خوکی · نشانگان تنفسی و تناسلی خوکی · نشانگان سقط همهگير خوکی
-
(جمع - به ویژه در عهد باستان) مراسم سری مذهبی (که فقط خواص حق شرکت در آنرا داشتند) · (داستان یا نمایش) معماآمیز · (قدیمی) · (هر واقعیت مذهبی که فقط از راه آشکارسازی الهی و اعتقاد از راه ایمان قابل درک باشد) کشف وشهود · (هنگام نیایش با تسبیح) هر یک از پانزده رویداد زندگانی عیسی ومریم که روی آن تعمق می کنند · (کلیسای کاتولیک) مراسم عشای ربانی · حرفه · داستان پلیسی · راز · رجوع شود به guild · رجوع شود به mystery play · رمان پلیسی · رمز · سر · صنعت · فرقه ی سری · فیلم پلیسی · لغز · مبهم و پیچیده · معما · هنر · پیشه · چیستان
-
رمزگونه
-
داستان پلیسی · رمان پلیسی · رمز · سر · صنعت · فیلم پلیسی · معما
-
مهرپرستی
-
فیلم معمایی
-
عمارت وینچستر
-
(تئاتر انگلیس در اواخر قرون وسطی) نمایش انجیلی (درباره ی زندگی و مرگ عیسی) · نمایش کرامات
Add example
Add