Translation of "mystery" into Persian
راز, سر, معما are the top translations of "mystery" into Persian.
Something secret or unexplainable; unknown. [..]
-
راز
nounsomething secret or unexplainable [..]
The only mystery in life is why the kamikaze pilots wore helmets.
تنها راز زندگی این است که چرا خلبانان کامی کازه، کلاه ایمنی می پوشیدند.
-
سر
nounThe stunning conclusion to his best selling derek storm mystery series.
پايان هاي گيج کننده از نويسنده کتابهاي پرفروش سري اسرار درک.استورم
-
معما
nounTo the science of his day, it was a mystery.
برای علم اون زمان این یک معما بود.
-
Less frequent translations
- هنر
- رمز
- حرفه
- صنعت
- پیشه
- چیستان
- لغز
- (جمع - به ویژه در عهد باستان) مراسم سری مذهبی (که فقط خواص حق شرکت در آنرا داشتند)
- (داستان یا نمایش) معماآمیز
- (قدیمی)
- (هر واقعیت مذهبی که فقط از راه آشکارسازی الهی و اعتقاد از راه ایمان قابل درک باشد) کشف وشهود
- (هنگام نیایش با تسبیح) هر یک از پانزده رویداد زندگانی عیسی ومریم که روی آن تعمق می کنند
- (کلیسای کاتولیک) مراسم عشای ربانی
- داستان پلیسی
- رجوع شود به guild
- رجوع شود به mystery play
- رمان پلیسی
- فرقه ی سری
- فیلم پلیسی
- مبهم و پیچیده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "mystery" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Mystery (pickup artist)
"Mystery" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Mystery in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "mystery" with translations into Persian
-
بيماري مبهم خوكي · بچهاندازي كبود خوکی · نشانگان تنفسی و تناسلی خوکی · نشانگان سقط همهگير خوکی
-
رمزگونه
-
داستان پلیسی · رمان پلیسی · رمز · سر · صنعت · فیلم پلیسی · معما
-
مهرپرستی
-
اسرار آمیز · راز آمیز · رازگونه · مبهم · مرموز · مهبم · پرخیده · پوشیده
-
فیلم معمایی
-
عمارت وینچستر
-
(تئاتر انگلیس در اواخر قرون وسطی) نمایش انجیلی (درباره ی زندگی و مرگ عیسی) · نمایش کرامات