Translation of "neighbor" into Persian
همسایه, مجاور, همنوع are the top translations of "neighbor" into Persian.
neighbor
verb
noun
grammar
(US) Alternative spelling of neighbour. [..]
-
همسایه
nounThe army made inroads into the neighboring country.
ارتش کشور همسایه را اشغال کرد.
-
مجاور
nounThe insurgents suddenly perceived a helmet glittering in the sun on a neighboring roof.
ناگهان شورشیان کلاه خودی را که بر فراز شیروانی یک عمارت مجاور در روشنای آفتاب میدرخشید دیدند.
-
همنوع
Thou shalt love truth, more than thyself, but thy neighbor more than truth.
حقیقت را باید بیش از خود دوست داشت، اما همنوع خود را حتی بیش از حقیقت.
-
Less frequent translations
- نزدیک
- مرد
- زن
- درجوار
- همساي
- (با: with) روابط حسنه داشتن با
- (به ویژه کشور یا قوم) همجوار
- (در خطاب) آدم
- (نادر) هم پیوسته کردن
- با هم صمیمی کردن
- حاجی آقا
- دارای روابط نزدیک کردن
- دوست وار رفتارکردن (انگلیس : neighbour می نویسند)
- نفر بعدی
- نفر بغل دست
- هم دیوار
- هم مرز
- هم مرز کردن یا بودن
- همجوار کردن یا بودن
- همسایه بودن یا کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "neighbor" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "neighbor" with translations into Persian
-
جستجوی نزدیکترین همسایه
-
خدمات همجوار
-
آنها زمانیکه بهترین همسایه پیدا نشود متوقف می شوند
-
اتصال-همسایگی
-
دیواربه دیوار · مجاور · نزدیک · نزدیک به هم · همجوار · همسایه
-
دیواربه دیوار · مجاور · نزدیک · نزدیک به هم · همجوار · همسایه
Add example
Add