Translation of "obliqueness" into Persian

کجی, انحراف, تورب are the top translations of "obliqueness" into Persian.

obliqueness noun grammar

The characteristic of being oblique. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کجی

    Are these last throwing out oblique hints touching Tophet?

    مگر نه این دو دیگ برق کجی میزنند که روشنی جهنم دارد؟

  • انحراف

  • تورب

  • Less frequent translations

    • ناراستی
    • میل
    • غیر مستقیمی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "obliqueness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "obliqueness" with translations into Persian

  • زاویه ی غیر قائمه
  • (ارتش) تغییر جهت (حدود 54 درجه) · (دستور زبان) غیر فاعلی · (کالبد شناسی) وابسته به ماهیچه ی اریب · (گیاه شناسی - برگ) نا متقارن (که دو طرف آن هم شکل نیستند) · اریب · اریب شدن یا بودن · بد جنس · بد جنسانه · تلویحی · غیر صریح · غیر عمود شدن یا بودن · غیر مستقیم · مایل · مایل شدن · مبهم (مخالف : رک) · متقلب · متقلبانه · منحرف · مورب · نا راست · نابکار · نابکارانه · کج · کنایه آمیز · گریز گر · گریز گرانه · یک وری
  • بشکل اریب · بطور مایل · بطور مورب · قیقاج · کج
  • (ریاضی - هندسه) زاویه ی تمایل · (عمل یا سخن و غیره) غیر مستقیم · (نجوم) زاویه ای که سطح استوای سیاره با مدار آن به دور خورشیدتشکیل می دهد · اریبی · با ایما و اشاره · تلویحی · درجه تمایل · غیر صریح · مایل بودن · مبهم · میل · نا سر راست · واریبی · کجی · کژی
  • (ارتش) تغییر جهت (حدود 54 درجه) · (دستور زبان) غیر فاعلی · (کالبد شناسی) وابسته به ماهیچه ی اریب · (گیاه شناسی - برگ) نا متقارن (که دو طرف آن هم شکل نیستند) · اریب · اریب شدن یا بودن · بد جنس · بد جنسانه · تلویحی · غیر صریح · غیر عمود شدن یا بودن · غیر مستقیم · مایل · مایل شدن · مبهم (مخالف : رک) · متقلب · متقلبانه · منحرف · مورب · نا راست · نابکار · نابکارانه · کج · کنایه آمیز · گریز گر · گریز گرانه · یک وری
Add

Translations of "obliqueness" into Persian in sentences, translation memory