Translation of "obliquity" into Persian

اریبی, تلویحی, واریبی are the top translations of "obliquity" into Persian.

obliquity noun grammar

The quality of being oblique in direction, deviating from the horizontal or vertical; or the angle created by such a deviation. [from 15th c.] [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اریبی

  • تلویحی

    adjective
  • واریبی

  • Less frequent translations

    • کجی
    • کژی
    • مبهم
    • میل
    • (ریاضی - هندسه) زاویه ی تمایل
    • (عمل یا سخن و غیره) غیر مستقیم
    • (نجوم) زاویه ای که سطح استوای سیاره با مدار آن به دور خورشیدتشکیل می دهد
    • با ایما و اشاره
    • درجه تمایل
    • غیر صریح
    • مایل بودن
    • نا سر راست
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "obliquity" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "obliquity" with translations into Persian

  • زاویه ی غیر قائمه
  • (ارتش) تغییر جهت (حدود 54 درجه) · (دستور زبان) غیر فاعلی · (کالبد شناسی) وابسته به ماهیچه ی اریب · (گیاه شناسی - برگ) نا متقارن (که دو طرف آن هم شکل نیستند) · اریب · اریب شدن یا بودن · بد جنس · بد جنسانه · تلویحی · غیر صریح · غیر عمود شدن یا بودن · غیر مستقیم · مایل · مایل شدن · مبهم (مخالف : رک) · متقلب · متقلبانه · منحرف · مورب · نا راست · نابکار · نابکارانه · کج · کنایه آمیز · گریز گر · گریز گرانه · یک وری
  • بشکل اریب · بطور مایل · بطور مورب · قیقاج · کج
  • انحراف · تورب · غیر مستقیمی · میل · ناراستی · کجی
  • (ارتش) تغییر جهت (حدود 54 درجه) · (دستور زبان) غیر فاعلی · (کالبد شناسی) وابسته به ماهیچه ی اریب · (گیاه شناسی - برگ) نا متقارن (که دو طرف آن هم شکل نیستند) · اریب · اریب شدن یا بودن · بد جنس · بد جنسانه · تلویحی · غیر صریح · غیر عمود شدن یا بودن · غیر مستقیم · مایل · مایل شدن · مبهم (مخالف : رک) · متقلب · متقلبانه · منحرف · مورب · نا راست · نابکار · نابکارانه · کج · کنایه آمیز · گریز گر · گریز گرانه · یک وری
Add

Translations of "obliquity" into Persian in sentences, translation memory