Translation of "palely" into Persian
بزردی, بطور رنگ پریده are the top translations of "palely" into Persian.
palely
adverb
grammar
In a pale manner; lightly. [..]
-
بزردی
-
بطور رنگ پریده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "palely" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "palely" with translations into Persian
-
حلواماهي خاكستري · سفرهماهی چشمچپ
-
هیلوبیوس پالس
-
رنگ پریدگی · زرد رنگی · زردی · کمرنگی
-
هیلوبیوس پالس
-
گنجشک صخرهای کمرنگ
-
(رنگ) بی جلا · (مجازی) محدوده · (هر یک از تیرهای عمودی نرده که در زمین فرو شده است) نرده پایه · (گیاه شناسی) برگه (bract هم می گویند) · از اهمیت افتادن · از جلا افتادن · از جلوه افتادن · تحت الشعاع قرار گرفتن · تیرچه · تیرک · جای نرده دار · حد · حد و حصر · حصار · دیرک · رنگ رفتن · رنگ پريده · رنگ پریده · رنگ پریده کردن یا شدن · زرد · سر حد · ضعیف · طراوت و گیرایی خود را از دست دادن · مات · مات رنگ شدن · مرز · نرده · نرده پا · چار چوب · کم توان · کم خون · کم رنگ · کم نور · کمرنگ
-
پرچین دار
-
پیشوند: دیرین · کهن (پیش از واکه می آید)
Add example
Add