Translation of "paleness" into Persian
زردی, کمرنگی, رنگ پریدگی are the top translations of "paleness" into Persian.
paleness
noun
grammar
The condition or degree of being pale or of lacking color. [..]
-
زردی
High overhead hung the pale sun.
آن بالا، آفتاب رو به زردی میرفت.
-
کمرنگی
nounShe wore a gown of pale saffron trimmed with three bouquets of pompon roses mixed with green.
پیراهن زعفرانی کمرنگی مزین به سه دسته گل سرخ مخلوط به سبزه به تن داشت.
-
رنگ پریدگی
He would have turned pale, had it been possible for him to become any paler.
اگر باز هم رنگ پریدگی برایش امکان میداشت، رنگش میپرید.
-
زرد رنگی
noun
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "paleness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "paleness" with translations into Persian
-
حلواماهي خاكستري · سفرهماهی چشمچپ
-
هیلوبیوس پالس
-
هیلوبیوس پالس
-
گنجشک صخرهای کمرنگ
-
(رنگ) بی جلا · (مجازی) محدوده · (هر یک از تیرهای عمودی نرده که در زمین فرو شده است) نرده پایه · (گیاه شناسی) برگه (bract هم می گویند) · از اهمیت افتادن · از جلا افتادن · از جلوه افتادن · تحت الشعاع قرار گرفتن · تیرچه · تیرک · جای نرده دار · حد · حد و حصر · حصار · دیرک · رنگ رفتن · رنگ پريده · رنگ پریده · رنگ پریده کردن یا شدن · زرد · سر حد · ضعیف · طراوت و گیرایی خود را از دست دادن · مات · مات رنگ شدن · مرز · نرده · نرده پا · چار چوب · کم توان · کم خون · کم رنگ · کم نور · کمرنگ
-
پرچین دار
-
پیشوند: دیرین · کهن (پیش از واکه می آید)
-
اسب کهر را بنگر
Add example
Add