Translation of "pastorally" into Persian
روستادار, چوپان وار, کشیش وار are the top translations of "pastorally" into Persian.
pastorally
adverb
grammar
In a pastoral manner [..]
-
روستادار
-
چوپان وار
-
کشیش وار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pastorally" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "pastorally" with translations into Persian
-
چرانیدن صحرایی
-
ادبیات شبانی · بی پیرایه و خوشایند · رجوع شود به pastorale · ساده و روستایی · ساده و طبیعی · شبانی · طبیعی و دلنواز · مرغزار · نامه یا اعلامیه ی رسمی (از سوی مطران یا مطران های ناحیه) · وابسته به ادبیات شبانی · وابسته به شبانان و زندگی آنها · وابسته به کشیش · چراگاه · چمنزار · چوپانی · کشیشی
-
حالات روستایی · گلهداری
-
دوران تصدی کشیش · مقام و وظایف کشیش · کشیشان (pastorship هم می گویند) · کشیشی
-
جامعه شبانی · جامعه چوپاني
-
رهبر روحانی · شبان · شعر روستایی · مرشد · پیشوای روحانی · چوپان · کشیش · کشیشی کردن
-
حالات روستایی · گلهداری
Add example
Add