Translation of "perforated" into Persian
سوراخ شده, سوراخ دار, سوراخ سوراخ are the top translations of "perforated" into Persian.
perforated
adjective
verb
grammar
Pierced with holes. [..]
-
سوراخ شده
adjectiveHow about your homeboy outside with the perforated septum?
نظرت درباره پسرت با پره هاي دماغ سوراخ شده در انظار عمومي چيه ؟
-
سوراخ دار
-
سوراخ سوراخ
very high and very fragile looking, perforated with paneless windows,
ظاهر خیلی بلند و شکنندهای داشت که با پنجرههای بدون شیشه و درگاهی مثل یک صفحه کاغذ سوراخ سوراخ به نظر میرسید؛
-
منگنه شده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "perforated" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "perforated" with translations into Persian
-
بلیط سوراخ کن · سوراخ کن · سوراخکن · منگنه
-
(به آسانی) سوراخ شونده · آژنده
-
(به ویژه لبه ی تمبر پست) کنگره · آژیدگی · تضریس · سفتگی · سوراخ · سوراخ شدگی · پرفراژ
-
(در امتداد خط راست) سوراخ سوراخ (شده) · آژیدن · سفتن · سفته (perforated هم می گویند) · سوراخ شده · سوراخ کردن · سوراخ کردن یا شدن · مضرس کردن یا شدن · منگنه کردن · پرفراژ (شده) · پرفراژ کردن
Add example
Add