Translation of "prominently" into Persian
برجسته وار, بطور پیدا یا اشکار, بطور پیش امده are the top translations of "prominently" into Persian.
prominently
adverb
grammar
In a prominent manner. [..]
-
برجسته وار
-
بطور پیدا یا اشکار
-
بطور پیش امده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "prominently" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Prominently
+
Add translation
Add
"Prominently" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Prominently in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "prominently" with translations into Persian
-
ارتفاع نسبی
-
آشکار · بارز · برآمده · برجسته · برقلیده · بلند آوازه · بیرون زده · خوشنام · سرشناس · مشهور · موثر · نمایان · نیکنام · والا · ورقلمبیده · پیش آمده · چشمگیر
-
(تنکرد شناسی - ماده ای که در یاخته ی جانوران یافت می شود و در رشد و تقسیم یاخته دخالت دارد) پرومین
-
رجوع شود به prominence
-
آوازه · اخراج · امتیاز · اهمیت · برآمدگی · برجستگي · برجستگی · بیرون زدگی · تورم · ضربت · قوز · ورم · پیش آمدگی · کوهان
-
امتیاز · اهمیت · برجستگی · پیشامدگی
-
به مکان یک کلمه نسبت به کل کلمات دیگر متن، اشاره میکند (ارزش مکانی). این عامل را میتوان اینگونه هم تعریف کرد که یک کلمه چقدر به بالای صفحه نزدیک است.
-
آشکار · بارز · برآمده · برجسته · برقلیده · بلند آوازه · بیرون زده · خوشنام · سرشناس · مشهور · موثر · نمایان · نیکنام · والا · ورقلمبیده · پیش آمده · چشمگیر
Add example
Add