Translation of "promise" into Persian
قول, وعده, عهد are the top translations of "promise" into Persian.
promise
verb
noun
grammar
An oath or affirmation; a vow. [..]
-
قول
nounYou can go out, as long as you promise to be back by 11 o'clock.
میتوانی بروی بیرون، به شرط آنکه قول بدهی تا ساعت 11 بر گردی.
-
وعده
nounThey both empower our promise and our peril.
آنها هر دو خطرات ما و تعهدات و وعده های ما را توانمند میسازند.
-
عهد
nounYou broke your promises.
تو عهد ات را شکستی.
-
Less frequent translations
- تعهد
- نوید
- پیمان
- میثاق
- قول دادن
- امید
- (عامیانه) موکدا گفتن
- (قدیمی) قول ازدواج دادن
- آتیه دار
- اطمینان دادن
- تعهد کردن
- حاکی بودن
- خبر از چیزی دادن
- دارای آینده ی خوب
- عهد کردن
- نشانه ی چیزی بودن
- نوید دادن
- وعده دادن
- پیش گویی کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "promise" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Promise
+
Add translation
Add
"Promise" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Promise in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "promise"
Phrases similar to "promise" with translations into Persian
-
اسمان · بهشت · بهشت برین · خدا · سپهر · فردوس · قدرت پروردگار · گردون
-
امید بخش · امیدوار کننده · فرخ · نوید بخش · نوید دهنده · نیک پی · پرآتیه
-
ارض موعود (رجوع شود به Promised Land)
-
قول دهنده · متعهد
-
سرزمین اسرائیل · سرزمین موعود · کنعان
-
دارای آیندۀ خوب
-
(حقوق) عهدشکنی · خلف وعده · زیر قول خود زدن · عهدشکنی · قول شکنی (به ویژه قول ازدواج) · نقض قول
-
امید بخش · امیدوار کننده · فرخ · نوید بخش · نوید دهنده · نیک پی · پرآتیه
Add example
Add