Translation of "rag" into Persian

ژنده, لته, ژندهپوش are the top translations of "rag" into Persian.

rag verb noun grammar

A piece of cloth torn off; a tattered piece of cloth; a shred; a tatter; a fragment. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ژنده

    adjective

    mean or tattered attire

    I met her in a field, she was ragged, she had no shoes.

    من او را در صحرا دیدم، ژنده پوش بود و هیچ کفشی نداشت.

  • لته

    piece of cloth

  • ژندهپوش

    shabby, beggarly fellow

    Then I ain't gonna fret you, said the ragged man.

    مرد ژندهپوش گفت خب پس من ناامیدتون نمیکنم

  • Less frequent translations

    • رگو
    • کهنه
    • سرزنش کردن
    • پاره
    • لباس
    • ژند
    • کجینه
    • جریده
    • لتره
    • چکیده
    • ذره
    • (انگلیس) شوخی (عملی) کردن با
    • (انگلیس) شوخی عملی (غیر لفظی)
    • (جمع - شوخی آمیز) جامه
    • (جمع) لباس مندرس
    • (خودمانی - تحقیر آمیز) روزنامه
    • (خودمانی)
    • (دانشجویان دانشگاه) نمایش (یا فعالیت و غیره) که درآمد آن صرف مصارف خیریه می شود
    • (در موسیقی رگ تایم) نوازندگی کردن
    • (عامیانه) وابسته به ساختن و فروش جامه (به ویژه لباس زنانه)
    • (مرکبات) آسه ی سفید (در وسط پرتقال و غیره)
    • (معماری) سنگ لوح بام (که فقط یک طرف آن را صاف کرده اند)
    • (موسیقی)
    • (کاشانی) وشگوا
    • آهنگ رگ تایم (رجوع شود به ragtime)
    • به بازی گرفتن
    • تازیانه زدن
    • تلخیص شده
    • تکه پارچه
    • تکه ی پارچه (برای پاک کردن و غیره)
    • خطابه گفتن
    • دست انداختن
    • دور انداختنی
    • رشته رشته
    • رنجه داشتن
    • زجر دادن
    • زخم زبان زدن
    • ساخته شده از لته
    • شماتت کردن
    • شکست دادن
    • عذاب دادن
    • عصبانی کردن
    • عیب جویی کردن
    • لباس پاره پاره
    • متوقف کردن
    • مزاحم شدن
    • منتر کردن
    • موسیقی ضربی
    • میان آسه
    • ناامید کردن
    • هم زدن
    • پرچانگی کردن
    • چیز بی ارزش
    • گله کردن از
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "rag" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Rag
+ Add

"Rag" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Rag in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

RAG
+ Add

"RAG" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for RAG in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "rag"

Phrases similar to "rag" with translations into Persian

  • فرش بافته شده از تکه پارچه های کهنه
  • (پرتگاه و غیره) لبه · آستانه
  • (آمریکا - خودمانی) لباس پلو خوری · پوشاک عالی
  • (امریکا - خودمانی) سربند · دستمال سر · روسری
  • ویروس کوتولگی برگکنگرهای برنج
  • (گیاه شناسی) روبین (Lychnis flos- cuculi)
  • عروسک پارچهای
  • از عرش به فرش
Add

Translations of "rag" into Persian in sentences, translation memory