Translation of "railbird" into Persian
محقق, (به ویژه امور سیاسی) مشاهده گر, (خودمانی - به ویژه در مسابقات اسبدوانی و اتومبیل رانی و غیره) تماشاچی ( به ویژه تماشاچی که کنار نرده می ایستد) are the top translations of "railbird" into Persian.
railbird
noun
grammar
A rail or similar bird [..]
-
محقق
-
(به ویژه امور سیاسی) مشاهده گر
-
(خودمانی - به ویژه در مسابقات اسبدوانی و اتومبیل رانی و غیره) تماشاچی ( به ویژه تماشاچی که کنار نرده می ایستد)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "railbird" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add