Translation of "railing" into Persian
نرده, ریل, اسباب لازم برای نرده سازی یا کشیدن خط آهن are the top translations of "railing" into Persian.
railing
verb
noun
grammar
A fence or barrier consisting of one or more horizontal rails and vertical supports. [..]
-
نرده
nounFedallah was motionlessly leaning over the same rail.
فتح اللّه بدون حرکت بالای همان نرده خم شده بود.
-
ریل
nounFor example, I can make a large circular rail here.
برای مثال، میتونم یک ریل بزرگ گرد اینجا بسازم.
-
اسباب لازم برای نرده سازی یا کشیدن خط آهن
-
Less frequent translations
- ریل گذاری
- نرده بندی
- نرده گذاری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "railing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "railing" with translations into Persian
-
راه آهن
-
تحویل روی واگن قطار
-
یلوه جنگلی بلوطی
-
( به ویژه دور زمین بازی یا میدان اسبدوانی) نرده (rail fence هم می گویند) · ( راه آهن) ریل · (با: at یا against) لغاز گفتن · (جانور شناسی) آبچلیک (تیره ی Rallidae که آواز گوشخراش و بال ودم کوتاه دارد و پرنده ی مرداب زی است) · (در و پنجره و در تخته پوش کردن دیوار و غیره) چوب افقی · (میز بیلیارد و غیره) لبه · بد گفتن · بدنام کردن · بهتان زدن · تارم · تارمی · خرده گیری کردن · خط آهن · خط آهن (railroad و railway هم می گویند) · راه آهن · روی نرده · ريل خط آهن · ریل · سرزنش کردن · عیب جویی کردن · لغز خواندن · میله یا تخته ی افقی نرده (به میله های عمودی می گویند: post) · ناسزا گفتن · نرده · نرده کشی کردن · نرده ی کشتی · وابسته به راه آهن
-
رجوع شود به corncrake
-
بارنامه قطار/ راه آهن
-
نرده
-
نجار ( که برای نرده چوب می سازد) · چوب بر
Add example
Add