Translation of "ramps" into Persian

رجوع شود به ramp is the translation of "ramps" into Persian.

ramps verb noun

Plural form of ramp. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • رجوع شود به ramp

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ramps" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Ramps
+ Add

"Ramps" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Ramps in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "ramps" with translations into Persian

  • ( اسب و شیر وغیره) روی دو پا بلند شدن · (از چیزی) بالا رفتن · (باخشم) جولان دادن · (در بزرگراه ها) خمراه (که دو بزرگراه را به هم وصل می کند) · (هواپیما) پلکان متحرک · (گیاه شناسی) تره ی وحشی (Allium tricoccum) · اسکله یا تختگاه شیب دار (برای به آب انداختن و از آب در آوردن قایق) · براق شدن · حالت تهاجمی به خود گرفتن · خزیدن · خیزیدن · دست در هوا شدن · روی زمین حرکت کردن · سربالایی اتصال · سکو · شیب · شیب راهه ( که برعکس پلکان با وسایل چرخدار هم می شود در آن حرکت کرد) · ورودی یا خروجی · پلکان · پلکان چرخدار
  • پلکان رنگ
  • ( اسب و شیر وغیره) روی دو پا بلند شدن · (از چیزی) بالا رفتن · (باخشم) جولان دادن · (در بزرگراه ها) خمراه (که دو بزرگراه را به هم وصل می کند) · (هواپیما) پلکان متحرک · (گیاه شناسی) تره ی وحشی (Allium tricoccum) · اسکله یا تختگاه شیب دار (برای به آب انداختن و از آب در آوردن قایق) · براق شدن · حالت تهاجمی به خود گرفتن · خزیدن · خیزیدن · دست در هوا شدن · روی زمین حرکت کردن · سربالایی اتصال · سکو · شیب · شیب راهه ( که برعکس پلکان با وسایل چرخدار هم می شود در آن حرکت کرد) · ورودی یا خروجی · پلکان · پلکان چرخدار
  • ( اسب و شیر وغیره) روی دو پا بلند شدن · (از چیزی) بالا رفتن · (باخشم) جولان دادن · (در بزرگراه ها) خمراه (که دو بزرگراه را به هم وصل می کند) · (هواپیما) پلکان متحرک · (گیاه شناسی) تره ی وحشی (Allium tricoccum) · اسکله یا تختگاه شیب دار (برای به آب انداختن و از آب در آوردن قایق) · براق شدن · حالت تهاجمی به خود گرفتن · خزیدن · خیزیدن · دست در هوا شدن · روی زمین حرکت کردن · سربالایی اتصال · سکو · شیب · شیب راهه ( که برعکس پلکان با وسایل چرخدار هم می شود در آن حرکت کرد) · ورودی یا خروجی · پلکان · پلکان چرخدار
  • برون رفت، مفر
Add

Translations of "ramps" into Persian in sentences, translation memory