Translation of "realization" into Persian
اطلاع, تحقق, فهم are the top translations of "realization" into Persian.
realization
noun
grammar
The act of realizing; an act of figuring out or becoming aware. [..]
-
اطلاع
nounI realized how little I knew about menstruation myself.
میفهمیدم که چقدر خودم درباره قاعدگی کم اطلاع بودم.
-
تحقق
But Jacqueline, being more sincere and more ardent, came nearer to realizing them.
ولی ژاکلینصیمیی و پرشور بود و برای تحقق آن خل بازیها آمادگی بیشتری داشت.
-
فهم
nounWhen your nose starts bleeding, you'll realize we gotta get out now.
شايد وقتي خون دماغ شدي ، اونوقت بفهمي که بايد خودمون رو نجات بديم.
-
Less frequent translations
- ادراک
- دانش
- دست یابی
- نقدسازی
- هستمندسازی
- تمتع
- علم
- هستش
- تبدیل به نقدینه کردن
- هست بینی
- پی بری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "realization" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "realization" with translations into Persian
-
(حقوق یا امتیازات و غیره را) تبدیل به پول نقد کردن · به دست آوردن · به ذهن خطور کردن · تحقق بخشیدن · جامه ی عمل پوشاندن · دخل کردن · درآمد داشتن · درک کردن · دریافتن · دیدن (و متوجه شدن) · رسیدن · عملی کردن · فهمیدن · متوجه شدن · نایل شدن · نقد کردن · واقعی کردن · واقعیت یافتن · پی بردن · کسب کردن
-
روش ارزش خالص بازیافتنی مورد انتظار
-
بدست امدنی · صورت پذیر · عملی شدنی · فروش رفتنی · مجسم کردنی
-
ادراک کننده
-
خودشکوفایی · پرورش کامل استعدادهای خود
-
مبلغ تحقق یافته
-
تحقق محصول
-
(حقوق یا امتیازات و غیره را) تبدیل به پول نقد کردن · به دست آوردن · به ذهن خطور کردن · تحقق بخشیدن · جامه ی عمل پوشاندن · دخل کردن · درآمد داشتن · درک کردن · دریافتن · دیدن (و متوجه شدن) · رسیدن · عملی کردن · فهمیدن · متوجه شدن · نایل شدن · نقد کردن · واقعی کردن · واقعیت یافتن · پی بردن · کسب کردن
Add example
Add