Translation of "recital" into Persian
شرح, رسیتال, داستان are the top translations of "recital" into Persian.
recital
noun
grammar
The act of reciting; the repetition of the words of another, or of a document; rehearsal; as, the recital of testimony. [..]
-
شرح
recited the gist of her conversation with him about the Hospital.
خلاصه گفتوگوهایش دربارهی بیمارستان را برای او شرح داد.
-
رسیتال
A musical performance. It can highlight a single performer, sometimes accompanied by piano, or a performance of the works of a single composer.
Ron, we can still make your kid's recital!
ران ؛ هنوزم می تونیم به اون رسیتال بچت برسم!
-
داستان
nounI can recite the whole of Pretty Woman.
مي تونم داستان تمام زنان زيبا رو برات بگم
-
Less frequent translations
- بازگویی
- گزارش
- الیاف
- سرایش
- بازنمود
- بازگفت
- (موسیقی) تک نوازی
- تک آواز
- تک آوازی
- تک خوانی
- شرح مبسوط
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "recital" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "recital" with translations into Persian
-
(در کلاس) درس پس دادن · (دعا و قرآن و غیره) قرائت کردن · از بر خواندن · از حفظ گفتن · بازنمود کردن · بازگفتن · بازگو کردن · بر شمردن · برخواندن · برشمردن · تک آوازی کردن · تکخوانی کردن · دکلمه کردن · سراییدن · شرح دادن · نقالی کردن · گزارش دادن
-
از بر خواننده · کتاب حفظی ی
-
(کلاس درس) پاسخگویی (به پرسش هایی که قبلا داده شده است) · از برخوانی · رجوع شود به recital · قطعه ی از بر خوانده شده · کلاس پاسخگویی
-
(به ویژه در اپرا و اوراتوریو) آواز خطابه مانند · بیانی · خطا به مانند · سرایشی · قطعه ی خطابه مانند · وابسته به آواز خطابه مانند · گفتآواز
Add example
Add