Translation of "recitative" into Persian
سرایشی, گفتآواز, بیانی are the top translations of "recitative" into Persian.
recitative
adjective
noun
grammar
(music) dialogue, in an opera etc, that, rather than being sung as an aria, is reproduced with the rhythms of normal speech, often with simple musical accompaniment or harpsichord continuo, serving to expound the plot [..]
-
سرایشی
-
گفتآواز
musical form in opera, cantata, mass or oratorio
-
بیانی
noun
-
Less frequent translations
- (به ویژه در اپرا و اوراتوریو) آواز خطابه مانند
- خطا به مانند
- قطعه ی خطابه مانند
- وابسته به آواز خطابه مانند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "recitative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "recitative" with translations into Persian
-
(در کلاس) درس پس دادن · (دعا و قرآن و غیره) قرائت کردن · از بر خواندن · از حفظ گفتن · بازنمود کردن · بازگفتن · بازگو کردن · بر شمردن · برخواندن · برشمردن · تک آوازی کردن · تکخوانی کردن · دکلمه کردن · سراییدن · شرح دادن · نقالی کردن · گزارش دادن
-
از بر خواننده · کتاب حفظی ی
-
(موسیقی) تک نوازی · الیاف · بازنمود · بازگفت · بازگویی · تک آواز · تک آوازی · تک خوانی · داستان · رسیتال · سرایش · شرح · شرح مبسوط · گزارش
-
(کلاس درس) پاسخگویی (به پرسش هایی که قبلا داده شده است) · از برخوانی · رجوع شود به recital · قطعه ی از بر خوانده شده · کلاس پاسخگویی
Add example
Add