Translation of "relax" into Persian
سست کردن, آرمیدن, پرداختن are the top translations of "relax" into Persian.
relax
verb
grammar
(transitive) To make something loose. [..]
-
سست کردن
verbrelaxed the sinews and muscles
عضلات و ماهیچههایشان را سست کرده
-
آرمیدن
-
پرداختن
verb
-
Less frequent translations
- آراماندن
- آرامیدن
- آسودن
- رهاکردن
- والمیدن
- واهلیدن
- رستن
- استراحت
- خواباندن
- غنودن
- کاستن
- (مو را) نرم کردن
- آرام کردن یا شدن
- آرام گرفتن
- آرامش دادن
- آسان گرفتن
- آسودوارکردن یا شدن
- آهسته کردن یا شدن
- استراحت کردن یا دادن
- تقلیل دادن
- سست کردن یا شدن
- شل کردن یا شدن
- ملایم کردن یا شدن
- وا کشیدن
- ول کردن
- کم کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "relax" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Relax
+
Add translation
Add
"Relax" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Relax in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "relax"
Phrases similar to "relax" with translations into Persian
-
رهاسازی محدب
-
تنآرامی
-
آرام کننده · آرامش بخش · آرامگر · آسود آور
-
آرام · آسوده خاطر · خاموش · خونسرد
-
(به ویژه موی فرفری سیاهان) صافکن · آرام کننده · آرامبخش · آسودگر
-
سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · شلکنندههای عضله · عوامل بيحركتساز · مشتقات كورار
-
آرامش · آسودواری · آسودگی · آهسته شدگی · استراحت · تفریح · تمدد(اعصاب) · رامش · سستی · شلی · ملایم سازی · واهلش
-
آرامش · آسودواری · آسودگی · آهسته شدگی · استراحت · تفریح · تمدد(اعصاب) · رامش · سستی · شلی · ملایم سازی · واهلش
Add example
Add