Translation of "remarkably" into Persian

بطور برجسته, بطور قابل ملاحظه, فوق العاده are the top translations of "remarkably" into Persian.

remarkably adverb grammar

(manner) In a remarkable manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بطور برجسته

  • بطور قابل ملاحظه

    Remarkably, years of preparation would be considered either a success or a disappointment based on what happened in the space of four intense 60-second runs.

    بطور قابل ملاحظه، سالها تمرین و آمادگی باعث پیروزی یا شکست می شود بسته به آنچه که درچهار دورۀ٦٠– ثانیه ای چه اتفّاقی میفتد.

  • فوق العاده

    This remarkable little woman shot back that her work was about love, not statistics.

    این زن کوچک فوق العاده سریعاً جواب داد که کار او در مورد عشق است، نه آمار.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "remarkably" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Remarkably
+ Add

"Remarkably" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Remarkably in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "remarkably" with translations into Persian

  • جزئیات- توضیحات
  • (پس از توجه یا به عنوان تفسیر) اظهار کردن · اظهار · اظهار نظر · اظهار نظر کردن · باز نمود · تبصره · تشخیص دادن · توجه · ذکر کردن · رجوع شود به remarque · روی آوری · سخن · قول · متوجه شدن · مشاهده کردن · ملاحظه · ملاحظه کردن · نشان کردن · نمید · نمیدن · نوشتن · پشدید · پی بردن · گفتن · گفته
  • ابرروال · استثنایی · جالب توجه · خارق العاده، شگفت انگیز، شگرف، بدیع · دید انگیز · فوق العاده · قابل توجه · مگری · نو هنجار، فراخوی، غیر معمول · چشمگیر
  • اه هيرظن راهظا
  • لطیفه
  • طعنه · طنز
  • (پس از توجه یا به عنوان تفسیر) اظهار کردن · اظهار · اظهار نظر · اظهار نظر کردن · باز نمود · تبصره · تشخیص دادن · توجه · ذکر کردن · رجوع شود به remarque · روی آوری · سخن · قول · متوجه شدن · مشاهده کردن · ملاحظه · ملاحظه کردن · نشان کردن · نمید · نمیدن · نوشتن · پشدید · پی بردن · گفتن · گفته
  • ابرروال · استثنایی · جالب توجه · خارق العاده، شگفت انگیز، شگرف، بدیع · دید انگیز · فوق العاده · قابل توجه · مگری · نو هنجار، فراخوی، غیر معمول · چشمگیر
Add

Translations of "remarkably" into Persian in sentences, translation memory