Translation of "remoteness" into Persian
دوری, دوردستی are the top translations of "remoteness" into Persian.
remoteness
noun
grammar
the quality of being remote [..]
-
دوری
noun adjectivequality of being remote
But he was oppressed always by her remoteness.
اما دوری روت همیشه او را مأیوس کرده بود.
-
دوردستی
because it was reported that I came from countries very remote, of which they had never heard.
زیرا شنیده بودند که من از ممالک بسیار دوردستی میآیم که نامشان هرگز به گوش آنان نخورده بود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "remoteness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "remoteness" with translations into Persian
-
دریافت از دور · سنجش از دور
-
دوركاوها
-
(مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) دور لگام · دستگاههای کنترل از راه دور · دور فرمان · دور واپاد · كنترل از دور · کنترل از دور
-
(مهجور) عزیمت · ازاله · برداشتن · تغییر جا دادن · حرکت دوری · حرکت مجدد · رفع · رهسپاری
-
به صورت از راه دور
-
(دوست و آشنا) سرد · (زمان) آینده · (مجازی) کوچک · اقصی · بعید · بی اعتنا · بیگانه وار · دور · دورافتاده · دوردست · راه دور · رجوع شود به remote control · غریبه مانند · فاصله ی زیاد · كنترل از دور · کم · کنترل از دور
-
نرم افزار کنترل از راه دور
-
پروتکل صفحه نمایش از راه دور
Add example
Add