Translation of "renderable" into Persian

قابل ارائه is the translation of "renderable" into Persian.

renderable adjective grammar

Capable of being rendered. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قابل ارائه

    but sometimes they're very modeled and highly rendered.

    ولی بعضی وقتها آنها بسیار با نمونه و قابل ارائه هستند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "renderable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "renderable" with translations into Persian

  • انجام خدمت سربازی
  • (از راه ذوب کردن) به دست آوردن · (بنایی - آجر یا سنگ را) با گچ پوشاندن · (به ویژه در دادگاه) حکم کردن · (به ویژه دوران فئودالیته) پرداخت · (حکم) صادر کردن 1 · (سزا یا حق یا بدهی) پرداختن · (عکس) کشیدن · (معمولا با : into) ترجمه کردن · (نقاشی) پرداخت کردن · (نمایش یا موسیقی یا قرائت شعر و غیره) انجام دادن · - کردن · آب کردن · اجرا کردن · ارائه دادن · اندودن 2 · ایفا کردن · بازتوليد كردن · بازپرداختن · بازپس دادن · بازگرداندن · برگرداندن · تامين كردن · تحویل دادن · تسلیم کردن · تصویر کردن · تلافی کردن · تهیه کردن · جواب دادن · خدمت (به ارباب در برابر زمین و بذر) 3 · دادن · داوری کردن · دوغاب زدن · رسم کردن · ساختن · شرح دادن · صاف کردن 0 · صرف نظر کردن · عرضه کردن · عمل به مثل کردن · كردن · مجسم کردن · نقش كردن · نقش کردن · واگذار کردن · پس دادن · پس فرستادن · گچکاری کردن
  • (معماری) نقشه · اجرا · ارائه · ترجمه · تفسیر · دادن · رندرینگ · عملآوری ضایعات کشتارگاهی · پرداخت تصویر · کروکی · گُزارِش، تفسیر، تعبیر · گچکاری روی آجر (rendering coat هم می گویند)
  • عوض کردن، منتقل کردن
  • با هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند · در هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند
  • تعبیر بخش سرویس گیرنده
  • کرنش گر، نجلیل گر
  • ارائه دهنده
Add

Translations of "renderable" into Persian in sentences, translation memory