Translation of "repulse" into Persian
دفع, رد, رماندن are the top translations of "repulse" into Persian.
repulse
verb
noun
grammar
to repel or drive back [..]
-
دفع
nounMy skin must have been ice cold repulsive.
پوستم باید به سردی یخ بوده باشد دفع کننده.
-
رد
nounafter a fight had not only held the field but had repulsed the French.
پس از مبارزه نه تنها میدان بن رد را در دست نگاهداشت بلکه فرانسویان را منهزم ساخت.
-
رماندن
-
Less frequent translations
- سرباززنی
- وازدن
- وازنی
- پادزنی
- نپذیرفتن
- وازدگی
- ناپذیرش
- طرد
- امتناع
- (به ویژه حمله ی دشمن) دفع کردن
- بیزار کردن
- تنفرانگیز بودن
- رد کردن
- سرخورده کردن
- عقب راندن
- عقب رانی
- مشمئز کردن یا شدن
- منزجر کردن یا شدن
- پس ران
- پس راندن
- پس رانی
- پس زدن
- پس زنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "repulse" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "repulse" with translations into Persian
-
دافعیت · زنندگی · کراهت
-
دفع
-
بطور زننده یادافع
-
آریغ انگیز · بیزار کننده · تنفرآور · دافع · دافعه · دلزن · رانشگر · رانشی · زشت · زننده · مشمئزکننده · منزجر کننده · وازننده · پس ران · پس زن · پسکوب
-
(فیزیک) رانش · آریغ · انزجار · اکراه · بیزاری · خوف · دفع · دلزدگی · دهشت · سرخوردگی · عقب زنی · مور مور · پادزنی · پس رانی · پس زنی
-
آریغ انگیز · بیزار کننده · تنفرآور · دافع · دافعه · دلزن · رانشگر · رانشی · زشت · زننده · مشمئزکننده · منزجر کننده · وازننده · پس ران · پس زن · پسکوب
-
آریغ انگیز · بیزار کننده · تنفرآور · دافع · دافعه · دلزن · رانشگر · رانشی · زشت · زننده · مشمئزکننده · منزجر کننده · وازننده · پس ران · پس زن · پسکوب
Add example
Add