Translation of "repulsively" into Persian
بطور زننده یادافع is the translation of "repulsively" into Persian.
repulsively
adverb
grammar
In a repulsive manner. [..]
-
بطور زننده یادافع
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "repulsively" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "repulsively" with translations into Persian
-
دافعیت · زنندگی · کراهت
-
دفع
-
(به ویژه حمله ی دشمن) دفع کردن · امتناع · بیزار کردن · تنفرانگیز بودن · دفع · رد · رد کردن · رماندن · سرباززنی · سرخورده کردن · طرد · عقب راندن · عقب رانی · مشمئز کردن یا شدن · منزجر کردن یا شدن · ناپذیرش · نپذیرفتن · وازدن · وازدگی · وازنی · پادزنی · پس ران · پس راندن · پس رانی · پس زدن · پس زنی
-
آریغ انگیز · بیزار کننده · تنفرآور · دافع · دافعه · دلزن · رانشگر · رانشی · زشت · زننده · مشمئزکننده · منزجر کننده · وازننده · پس ران · پس زن · پسکوب
-
(فیزیک) رانش · آریغ · انزجار · اکراه · بیزاری · خوف · دفع · دلزدگی · دهشت · سرخوردگی · عقب زنی · مور مور · پادزنی · پس رانی · پس زنی
-
(به ویژه حمله ی دشمن) دفع کردن · امتناع · بیزار کردن · تنفرانگیز بودن · دفع · رد · رد کردن · رماندن · سرباززنی · سرخورده کردن · طرد · عقب راندن · عقب رانی · مشمئز کردن یا شدن · منزجر کردن یا شدن · ناپذیرش · نپذیرفتن · وازدن · وازدگی · وازنی · پادزنی · پس ران · پس راندن · پس رانی · پس زدن · پس زنی
-
آریغ انگیز · بیزار کننده · تنفرآور · دافع · دافعه · دلزن · رانشگر · رانشی · زشت · زننده · مشمئزکننده · منزجر کننده · وازننده · پس ران · پس زن · پسکوب
-
آریغ انگیز · بیزار کننده · تنفرآور · دافع · دافعه · دلزن · رانشگر · رانشی · زشت · زننده · مشمئزکننده · منزجر کننده · وازننده · پس ران · پس زن · پسکوب
Add example
Add