Translation of "rigorously" into Persian

سخت, بسختی, با دقت are the top translations of "rigorously" into Persian.

rigorously adverb grammar

In a rigorous manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سخت

    adjective

    Only one boy in four survives this rigorous training.

    از هر چهار نفر فقط يه نفر از اين تمرينات سخت ، زنده بيرون مياد.

  • بسختی

  • با دقت

    Jeanie was rigorous and detailed in her accusations.

    جيني با دقت و جزئيات زيادي اتهامات رو وارد مي کرد

  • با سخت گیری

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "rigorously" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "rigorously" with translations into Persian

  • ترشی · تلخی و خشونت · دقت زیاد · سخت گیری · سختی
  • ۱ . اصول و یا تمرین افرادی که با انضباط فردی جدی , پرهیز از ریاضت و ریاضت به خاطر انضباط روحی یا معنوی وارد عمل میشوند , بیشتر در مورد ریاضت در قرآن وجود ندارد . به خاطر داشته باشید که زندگی
  • تصلب عضلات چند ساعت پس از مرگ · تغییرات پسمرگی · جمود نعشي · جمود نعشی · مرگ سفتی
  • (آب و هوا) سخت · بسیار سرد یا گرم · تند وتیز · دقیق · ستهم · سخت · سخت پا · سختگیرانه · شدید · محکم بسته شده · موشکافانه · نازک بینانه · کاسد
  • (روش زندگی یا عقاید و رسوم مذهبی و اخلاقی یا سبک هنری) سخت گیری · بی امانی
  • (به ویژه پیش از تب) لرزه · ترشی · تلخی و خشونت · جور · خشونت · دقت · دقت زیاد · رجوع شود به rigidity · ریاضت · ستهمی · سختناکی (به ویژه سختناکی بافت ها یا اندام بدن) · سختي · سختگیری · سختی · سرما سرما (انگلیس : rigour) · سرکوبگری · سفتی · شدت · صلابت · ضرورت · فرسختی · قدرت عقیده · نازک بینی · گرما یا سرمای شدید
  • او نهایتاً تنها پس از آن این مسئله را بیشتر بررسی کرد که نخست یک نظر منفی دربارة «علم نرم» روانشناسی داد و دقت روشهای پژوهش روانشناسی را زیر سؤال برد.
  • (به ویژه پیش از تب) لرزه · ترشی · تلخی و خشونت · جور · خشونت · دقت · دقت زیاد · رجوع شود به rigidity · ریاضت · ستهمی · سختناکی (به ویژه سختناکی بافت ها یا اندام بدن) · سختي · سختگیری · سختی · سرما سرما (انگلیس : rigour) · سرکوبگری · سفتی · شدت · صلابت · ضرورت · فرسختی · قدرت عقیده · نازک بینی · گرما یا سرمای شدید
Add

Translations of "rigorously" into Persian in sentences, translation memory